الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

146

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

آنگاه امير المؤمنين على ( ع ) ميان مردم ندا داد كه ، آماده براى حركت شويد كه طلحه و زبير بيعت شكسته‌اند و عهد و پيمان گسسته ، و عايشه را از خانهء خود بيرون آورده‌اند و آهنگ بصره دارند تا در آنجا فتنه‌انگيزى كنند و خون مسلمانان را بريزند . آنگاه دستهاى خويش را به آسمان بلند كرد و عرضه داشت : پروردگارا ! اين دو مرد بر من ستم روا داشتند و عهدم را شكستند و پيمانم را گسستند و بدون اينكه حقى داشته باشند با من به ستيز پرداختند . پروردگارا ! آن دو را به ستمى كه كردند بگير و مرا بر آن دو يارى كن و پيروز نماى . سپس همراه هفتصد تن از مهاجران و انصار بيرون آمد . تمام بن عباس را بر مدينه گماشت و قثم پسر ديگر عباس را به مكه روانه كرد . امير المؤمنين همين كه تصميم گرفت در تعقيب آن قوم بر آيد ، سوار بر شترى سرخ موى شد و كسى كه ميان مردم رجز مىخواند ، اين چنين مىگفت : « اى پرستوها ! حركت كنيد و شتابان برويد تا به طلحه و زبير برسيد . آنان بدى را به خود جلب كردند و از نيكى دورى جستند . پروردگارا ! فرداى رستاخيز آنان را به دوزخ در آور . » « 1 » على ( ع ) شتابان به راه خود ادامه داد تا به ربذه « 2 » رسيد و ديد آن قوم از آنجا رفته‌اند . اندكى در ربذه توقف كرد و به جانب بصره حركت كرد ، در حالى كه انصار و مهاجران اطراف او را گرفته بودند و در چپ و راست آن حضرت در حال حركت بودند و هر كس خبر حركت ايشان را شنيده بود آمده بود . و همچنان به تعقيب آن قوم پرداخت تا آنكه به ذو قار « 3 » رسيد و آنجا فرود آمد . نامهء على ( ع ) به ابو موسى اشعرى امير المؤمنين در اين هنگام هاشم بن عتبه را - كه به مرقال معروف بود - « 4 »

--> ( 1 ) اين رجز ، در تاريخ طبرى ؛ ج 5 ، ص 186 و در ترجمهء آن ؛ ص 2396 ، با اندك اختلاف لفظى آمده است . م ( 2 ) ربذه : اصلا به معنى سختى و گرفتارى است و نام جائى در سه ميلى مدينه در راه مكه است ، كه فقط به جهت تبعيد ابو ذر به وسيلهء عثمان به آنجا ، شهرت يافته است . رجوع كنيد به ياقوت حموى ، معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 222 . م ( 3 ) نام آبى نزديك كوفه است . م ( 4 ) هاشم برادرزادهء سعد بن ابى وقاص و از اصحاب محترم و سخنور پيامبر است ، در جنگ يرموك يك چشم خود را از دست داد و به « اعور » معروف شد . از سرداران لشكر على ( ع ) در جنگ صفين است و در همان جنگ كشته شد . رجوع كنيد به زركلى ، الاعلام ؛ ج 9 ، ص 48 . م